دوشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۷

سلطان برونئی حسن بلقیه


ثروتمند ترین دولتمند دنیا ثروت وی در هر ثانیه 90یورو افزوده میشود تمامی اثاثیه وی از طلای خالص تهیه شده است یعنی در هر ساعت 324000 یورو و در هر روز 7776000 یورو

بزرگترین و مفخرترین قصر دنیا دارای 1788 اتاق كه با طلا و جواهر تزئین شده اند 257 حمام 110 ماشین 650 لوح زرین كه ارزش هر یك بیش از 1500000 یورو می باشند..



هواپیمای شخصی سلطان از طلای خالص دكور گردیده








ماشین آقا زاده سلطان رویلز اویز مخصوص خود او تنها همین نمونه در دنیا


عروسی اقازاده سلطان 24 رهبر دنیا در آن شركت داشتند و بیش از 5 میلیون دلار هزینه آن گردید

ماشین عروس طلا كاری شده



اینم عروس خانوم با تاجی از طلا و الماس


قسمتي از وصيت نامه ادوارد رديش، يکي از بزرگترين تاجران امريکايي در سن 76 سالگي ...

من ادوارد رديش هستم که براي شما مي‌نويسم، يکي از بزرگترين تاجران امريکايي با سرمايه‌اي هنگفت و حساب بانکي که گاهي خودم هم در شمردن صفر‌هاي مقابل ارقامش گيج مي‌شوم! داراي شم اقتصادي بسيار بالا که گويا همواره به وجودم وحي مي‌شود چه چيز را معامله کنم تا بيشترين سود از آن من شود، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصيلات دانشگاهي بالايي هم داشتم که شک ندارم سهم موثري در موفقيت‌هاي من داشت.
يادم هست وقتي بيست ساله بودم خيال مي‌کردم اگر روزي به يک چهلم سرمايه فعليم برسم خوشبخترين و موفقترين مرد دنيا خواهم بود و عجيب است که حالا با داشتن سرمايه‌اي چهل برابر بيشتر از آنچه فکر مي‌کردم باز از اين حس زندگي بخش در وجودم خبري نيست.
من در سن 22 سالگي براي اولين بار عاشق شدم. راستش آنوقت‌ها من تنها يک دانشجوي ساده بودم که شغلي و در نتيجه حقوقي هم نداشتم . بعضي وقت‌ها با تمام وجود هوس مي‌کردم براي دختر موردعلاقه‌ام هديه‌اي ارزشمند بگيرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روز‌ها کسي بود به من مي‌گفت که راه ابراز عشق خريد کردن نيست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته‌ترين عاشق‌ها، فروشگاه‌ها مي‌شد !!
کسي چيزي نگفت و من چون هرگز نتوانستم هديه‌اي ارزشمند بگيرم هرگز هم نتوانستم علاقه‌ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم براي هميشه ترکم کرد. روز رفتنش قسم خوردم ديگر تا روزي که ثروتي به دست نياوردم هرگز به دنبال عشقي هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فرياد کشيدم : هيس، از امروز دگر ساکت باش و عجيب که قلبم تا همين امروز هم ساکت مانده است ...
و زندگي جديد من آغاز شد …
من با تمام جديت شروع به اندوختن سرمايه کردم، بايد به خودم و تمام آدم‌ها ثابت مي‌کردم کسي هستم. شايد براي اثبات کسي بودن راه‌هاي ديگري هم بود که نمي‌دانم چرا آنوقت‌ها به ذهن من نرسيد ...
ديگر حساب روز‌ها و شب‌ها از دستم رفته بود. روز‌ها مي‌گذشت، جوانيم دور ميشد و به جايش ثروت قدم به قدم به من نزديکتر مي‌شد، راستش من تنها در پي ثروت نبودم، دلم مي‌خواست از وراي ثروت به آغوش شهرت هم دست يابم و اينگونه شد، آنچنان اسم و رسمي پيدا کرده بودم که تمام آدم‌هاي دوروبرم را وادار به احترام مي‌کرد و من چه خوش خيال بودم، خيال مي‌کردم آنها دارند به من احترام مي‌گذارند اما دريغ که احترام آنها به چيز ديگري بود.
آن روز‌ها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمي‌کردم در گوشه‌اي از زنده ماندنم کمي‌زندگي هم بکنم! به هر جا مي‌رسيدم باز راضي نمي‌شدم بيشتر مي‌خواستم، به هر پله که مي‌رسيدم پله بالاتري هم بود و من بالاترش را مي‌خواستم و اصلا فراموش کرده بودم اينجا که ايستادم همان بهشت آرزو‌هاي ديروزم بود کمي در اين بهشت بمانم، لذتش را ببرم و بعد يله بعدي، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کي و کجا به چه چيز برسم اين را خودم هم نمي‌دانستم!
اوايل خيلي هم تنها نبودم، آدم‌های زيادي بودند که دلشان مي‌خواست به من نزديکتر باشند، خيلي‌هاشان براي آنچه که داشتم و يکي دو تا هم تنها براي خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که اين يکي دو نفر را از انبوه آدم‌هايي که احاطه‌ام کرده بودند پيدايشان کنم، من هرگز پيدايشان نکردم و آنها هم براي هميشه گم شدند و درست از روز گم شدن آنها تنهايي با تمام تلخيش بر سويم هجوم آورد. من روز به روز ميان انبوه آدم‌ها تنها و تنهاتر ميشدم و خنده دار و شايد گريه دارش اينجاست هيچ کس از تنهايي من خبر نداشت و شايد خيلي‌ها هم زير لب زمزمه مي‌کردند : خداي من، اين دگر چه مرد خوشبختيست! و کاش اينطور بود ...
و باز روز‌ها گذشت، آسايش دوش به دوش زندگيم راه مي‌رفت و هرگز نفهميدم آرامش اين وسط کجا مانده بود ؟
ايام جواني خيال مي‌کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بيايد تمام آرزو‌ها را براورده مي‌کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمي‌دانم چرا آرزو‌هامرا براورده نکرد ...
کاش در تمام اين سال‌ها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاري پابرهنه روي شن‌هاساحل راه مي‌رفتم تا غلفلک نرم آن شن‌هاي خيس روحم را دعوت به آرامش مي‌کرد.
کاش وقت‌هايي که برف مي‌آمد من هم گوله‌اي از برف مي‌ساختم و يواشکي کسي را نشانه مي‌گرفتم و بعد از ترس پيدا کردنم تمام راه را بر روي برف‌ها مي‌دويدم.
کاش بعضي وقت‌ها بي چتر زير باران راه مي‌رفتم، سوت مي‌زدم، شعر مي‌خواندم،
کاش با احساساتم راحتر از اين‌ها بودم، وقت‌هايي که بغضم مي‌گرفت يک دل سير گريه مي‌کردم و وقت شاديم قهقهه خنده‌هايم دنيا را مي‌گرفت ...
کاش من هم مي‌توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشم‌هايم عشق را مي‌گفتم ...
کاش چند روزي از عمرم را هم براي دل آدم‌ها زندگي مي‌کردم، بيشتر گوش مي‌کردم، بهتر نگاهشان مي‌کردم ...
شايد باورتان نشود، من هنوز هم نمي‌دانم چگونه مي‌شود ابراز عشق کرد، حتي نمي‌دانم عشق چيست، چه حسيست تنها مي‌دانم عشق نعمت باشکوهي بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اين‌ها زندگي مي‌کردم، بهتر از اين‌ها مي‌مردم .
من نتها مي‌دانم عشق حس عجيبيست که آدم‌ها را بزرگتر مي‌کند. درست است که مي‌گويند با عشق قلب سريعتر مي‌زند، رنگ آدم بي هوا مي‌پرد، حس از دست و پاي آدم مي‌رود اما همان‌ها مي‌گويند عشق اعجاز زندگيست، کاش من هم از اين معجزه چيزي مي‌فهميدم ...
کاش همين حالا يکي بيايد تمام ثروت مرا بردارد و به جايش آرام حتي شده به دروغ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد، کاش يکي بيايد و در اين تنهايي پر از مرگ مرا از تنهايي و تنهايي را از من نجات دهد، بيايد و به من بگويد که روزي مرا دوست داشته است، بگويد بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند، بگويد وقتي تو نباشي چيزي از اين زندگي، چيزي از اين دنيا، از اين روز‌ها کم مي‌شود .
راستي من کجاي دنيا بودم ؟
آهاي آدم‌ها، کسي مرا يادش هست ؟؟؟
اگر هست تو را به خدا يکي بيايد و در اين دقايق پر از تنهايي به من بگويد که مرا دوست داشته است ...

9 ویژگی عجیب آلبرت اینشتین!

9 موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد.همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم .
او با سر بزرگ متولد شد :
وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت .
اوخیلی دیر زبان باز کرد:یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل اینشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.
حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود نبود :
مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.یا بطور مثال انیشتین سرعت صوت را از حفظ نمیدانست و وقتی از وی دراین مورد سوال میکردند میگفت اینها چیزهایی است که همه آنرا میدانند پس من وقتم را برای دانستن آنها تلف نمیکنم!
او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود :انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد. به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.
او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شددرسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد. در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.
علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت :انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

او فقط يكبار رانندگي كرد :انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت. انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد. يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟ راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند. عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد. او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.
الهام گر او يك قطب نما بود :انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود. وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند .
راز نهفته در نبوغ او :بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد. اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد. هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد. علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.

اختلاف برانگیزترین جملات میان زن و شوهرها

جملاتی هست که موجب شعله ور شدن اختلافات خانوادگی می‌شود. بسیاری ازمردها اصرار عجیبی در پرسیدن این پرسش دارند که "چه چیزی برای خوردن داریم"؟ غافل از اینکه با این سوال همسر خود را در آستانه خشم شدید قرار می‌دهند.
به نقل از یک هفته نامه آلمانی یک نظرسنجی نشان می‌دهد دو سوم زنان معتقدند چنین جمله‌ای عصبانی کننده‌ترین جمله شوهرها در برابر همسرانشان است. اما نمونه چنین جمله‌ای در مورد مردان نیز وجود دارد. "سرعتت را کم کن" و یا "آهسته تر رانندگی کن" اختلاف برانگیزترین جمله‌ای است که زنان در برابر مردها به کار می‌برند.
نظرسنجی مجله زنان "بلا" نیز از میان 1051 زن بین 35 تا 60 سال همچنین حاکی است 57 درصد پاسخ دهندگان معتقدند جمله "من که نمی‌توانم مراقب همه چیز باشم" دومین جمله‌ای است که بیشترین میزان خشم را در میان زنان برمی‌انگیزد. بر این اساس جمله عصبانی کننده دیگر که 54 درصد آراء زنان را به خود اختصاص داده جمله"دختر تو است دیگر" است. یک سایت ویژه مسائل خانواده نیز نظرسنجی مشابهی را درمیان مردان انجام داده که بدترین جملات زنان را که موجب خشم همسرانشان می‌شود، مشخص کرده است. این جملات اگر چه در ابتدا ساده به نظر می‌رسند اما تاثیر زیادی بر مردها دارند. مانند این جمله که "چطور بودم؟" که در نظر 80 درصد مردان پاسخ دادن به آن غیرممکن است.
پرسش دیگر زنان که موجب خشم 47 درصد مردان می‌شود سوالی است که به وزن و ظاهر آنان بازمی‌گردد: "یک کم چاق شده‌ای". اما در هر حال تعداد سوالاتی که می‌تواند یک زن را خشمگین کند بیشتر از جملاتی است که قادر به عصبانی کردن یک مرد است. بعنوان مثال گفتن جملاتی مانند: "اینقدرآهسته رانندگی نکن"، "آیا باید همه چیز را برای دوستانت تعریف کنی؟"، "بازهم یک کفش جدید خریدی؟" و نظیر آن از سوی مردها می‌تواند به آتش اختلافات آنها با همسرانشان دامن بزند. از همین رو این هفته نامه به مردها توصیه می‌کند از پرسیدن سوالات بیجا! خودداری کرده و به زندگی خود ادامه دهند.

اگر چنين هستيد، صبر كنيد و ازدواج نكنيد
1ـ اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود، مسئوليت كاري را به عهده نمي‌گيريد يا در مسئوليت ‌محوله تعلل مي‌ورزيد.
2ـ اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ‌ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته‌ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نماييد.
3ـ اگر در زندگي، مرتب شغل خود را عوض كرده‌ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده‌ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترك تحصيل كرده‌ايد، علايق خود را نيمه كاره رها كرده‌ايد و ‌ثبات فكري، احساسي و رفتاري نداريد.
4ـ اگر تصور مي‌كنيد افكار، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير ميدهيد.
5ـ اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي ‌مواجه نشويد.
6ـ اگر در پي كسب لذت و علايق خود، كارها و مسئوليت‌هايتان بر دوش ديگران قرار مي‌گيرد.
7ـ اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي‌گيريد و قادر به درك افكار، احساس و رفتار ديگران نيستيد.
8ـ اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي‌بينيد.
9ـ اگر تاكنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار‌هاي شما ايجاد نشده است.
10ـ اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده (خانواده پدری) مي‌شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه‌هاي زندگي‌تان تاثير مي‌گذارد و ‌در هم تنيده مي‌گردد.
11ـ اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه‌هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد (حتي اگر شرايط تغيير ‌كند) و بسيار متعصب، خشك و غير قابل انعطاف هستيد.
12ـ اگر قادر به درك احساسات، رفتار و افكار خانواده، دوستان و همكارانتان (كه متفاوت از شما عمل مي‌كنند) نمي‌باشيد.
13ـ اگر بيشتر به جاي گوش كردن، صحبت مي‌كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد، ‌سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند.
14ـ اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً هيجانات، شما را به سويي مي‌كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته‌هايتان نيستيد.
15ـ اگر براي رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه‌اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي‌دهيد.
16-‌ اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل، بي تفاوتي است

تجلی ناز و نیاز در زن و مرد
ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم می‏باشد. شهید مطهری به بهترین وجه این روانشناسی دقیق زن و مرد را شایسته توجه معرفی کرده و اذهان را بدان معطوف ساخته است. توجه شایسته به این روحیه ذاتی زن و مرد و رعایت پیامدهای آن، در استواری بنیان ازدواج کمال تأثیر را دارد. استاد در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد می‏گوید:
«طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است« که در«غریزه مرد نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه» قرار داده است ... مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او (نمی‏خواهد بنده بخرد). منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.» آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد، وضعی رمانتیک به وجود آورد. مجنون‏ها را به دنبال لیلی‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می‏دهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد. زن همیشه مرد را می‏ساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.
نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت می‏دهند. می‏گویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریده‏ها حکومت می‏کند، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریده‏ای وظیفه خاصی را باید ایفا کند، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. به قول فخرالدین عراقی:
عشق است که هر دم به دگر رنگ در آید ناز است به جایی و به یک جای نیاز است
در صورت عاشق چه در آید همه سوز است در کسوت معشوق چه آید همه ساز است
قانون خلقت، جمال و غرور و بی‏نیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.
به حفظ و بالنده ساختن این ویژگی فطری و طبیعی باید توجه شود. اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینی‏های دوستانه بین زن و مرد داده‏اند، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمرده‏اند، برای این است که عرضه زن و زیبایی‏هایش در جامعه، بی‏ضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوب‏های مشروع نتوانند از زیبایی‏های زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.

ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی می‏گوید:
حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترام‏شان به این است که به دنبال مردان نروند (و ندوند)، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درس‏ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.
شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و می‏گوید:
در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بی‏نیازی و استغنا نشان می‏داده است ...
آری، طبیعت زن را به عنوان مظهر «ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است، نیز به عنوان یک نکته مهم باید همیشه مورد توجه باشد.

چرا همسر خود را عاشقانه دوست نداريم ؟
آيا تا به حال اين سؤال را از يكديگر يا از خود پرسيده‌ايم؟ اگر هم پرسيده شده جواب شما چه بوده است؟ به تعدادي از جواب‌هاي احتمالي زير توجه كنيد:
خسته و كوفته از كار روزانه، فرصت نداريم،رسيدگي به امور منزل، درس و مشق بچه‌ها، پرداخت انواع قسط و بدهي، ايستادن در انواع صف،عادت نكرده‌ايم و با اين چيزها خو نگرفته‌ايم و از اول زندگي براي خودمان چنين چيزي به نام عشق و عاشقي را تعريف نكرده‌ايم، به ما اين چيزها را ياد نداده‌اند( ما نه پدرمان عاشق مادرمان بوده و نه مادرمان اين قبيل مسائل را به ما آموخته است و هزار جور گرفتاري ديگر. اين درحالي است كه خيلي از خانواده‌ها در روابط زناشويي همواره از يك نگراني و يا يك اتفاق بد كه ممكن است از سوي همسرشان پديد آيد رنج برده به‌طوري كه روابط دوستانه‌شان را تهديد مي‌كند. انگار كه اين حالت مانند يك كابوس همواره آنان را تهديد و يا تعقيب مي‌كند. در حالي كه زن و مرد در ابراز عشق و محبت نسبت به هم بايستي خالص، مداوم و بي‌پرده باشند. اما عشق چيست؟ شما چه مفهومي از عشق در ذهن خود داريد و در فكر شما معني عشق چيست؟

شايد بتوان عشق را اين‌گونه تعريف كرد:
ع = علاقه، ش = شديد، ق = قلبي
در نتيجه عشق يعني علاقه شديد قلبي. بياييد اين علاقه شديد قلبي را در خود زنده نگه داريم. بد نيست در اينجا يك مدل خوب و ساده‌ را از نوع نگاه و نگرش‌مان نسبت به ازدواج، زندگي و مرگ برايتان بياورم. توجه كنيد:
انتخاب همسر، عاقلانه
زندگي زناشويي، عاشقانه
ده راه برای بهبودی از ناراحتی و بی حوصلگی
بی حوصلگی می‌تواند همه روزتان را خراب کند. برای غلبه بر ناراحتی و بی حوصلگی از چه تکنیک‌هایی استفاده می‌کنید؟ ما به شما توصیه می‌کنیم که لیستی از کارهایی که در مواقع بیحوصلگی به بهبود روحیه تان کمک میکند، جمع آوری نمایید. در زیر یک نمونه از این لیست راب رایتان آورده ایم.
1. چیزی یا کسی که خوشحالتان می‌کند را به خاطر آورید و درمورد آن خیالپردازی کنید. می‌تواند کسی باشد که دوستش دارید یا یک سفر یا محل خاص که بوده اید یا می‌خواهید بروید. من خودم نشستن در ساحل اقیانوس و گوش دادن به موسیقی را خیلی دوست دارم. چند سال پیش به همراه دخترم در چنین محلی بودیم که چندین روز در آنجا به اتفاق هم غروب خورشید را تماشا کردیم. کافه‌های کنار ساحل موسیقی‌های خیلی خوبی هم اجرا می‌کردند. این محلی است که من بارها در خیالم یادش را زنده کرده ام.
2. چیزی یا کسی را پیدا کنید که از او ممنون و سپاسگذارید و بعد از قدرشناسی را به خودتان یا به او ابراز کنید. چه چیز باعث می‌شود که یک روز عادی به یک روز خاص تبدیل شود؟ تماشای غروب خورشید، اسکی کردن در کوهها یا تشخیص سلامت جسمیتان توسط پزشک؟ کمی به دور و برتان نگاه کنید.
3. به چیزهایی که نادیده می‌گرفتید، دقت کنید. آخرین باری که یک کتاب داستان خوب خوانید کی بود؟ یا آخری باری که کنار شومینه نشستید یا روغن ماشینتان را عوض کردید؟ کاری را پیدا کنید که باید انجام دهید و انجامش دهید.
4. در زمان حال زندگی کنید. با تمرکز روی فعالیت‌هایی که بدون فکر انجام می‌دهید، مثل خوردن، حمام کردن، راه رفتن و ... دنیا را تحسین کنید. حس خوب دوش گرفتن، نرمی زمین زیر پایتان را موقع راه رفتن یا آرامش غذاخوردن در سکوت را حس و لمس کنید.
5. کمی ورزش کنید. برای پیاده روی، دوپرخه سواری یا دویدن بروید. یک مربی ورزش داشتم که برای تغییر حال و هوای خود از توپ‌های بزرگ ورزشی استفاده می‌کرد. پریدن روی توپ باعث می‌شد که همه چیز را فراموش کرده و دیگر به ناراحتی‌ها فکر نکند.
6. کمی استراحت کرده و یک فنجان چای بنوشید. 15 دقیقه در آرامش بنشینید. ذهنتان را از همه چیز خالی کنید. اکثر اوقات سکوت برای عوض کردن روحیه تان کافی است.
7. به موسیقی شد گوش کنید. موسیقی شاد همشه خنده روی لبهای من می‌آورد. به شما چه نوع موسیقی آرامش می‌دهد؟
8. برای تجدید قوا یک محل خاص پیدا کنید. نشستن کنار ساحل، رفتن به کوهستان یا جنگل. در تابستان بهترین مکان کنار دریاست. من خودم تماشای امواج دریا را خیلی دوست دارم. رسیدن به گل و گیاه‌های باغچه هم خیلی روحیه من را عوض می‌کند.
9. به بازی کردن یک بچه نگاه کنید. ببینید که چقدر درگیر زمان حال هستند و فقط به همان لحظه فکر می‌کنند. به آنها ملحق شوید. من اخیراً خانواده ای را به خانه ام دعوت کردم که دو بچه کوچک داشتند. تماشای این بچه‌ها موقع بازی کردن واقعاً حس نشاط به من می‌داد. طوری که با خنده‌هایشان من هم از ته دل می‌خندیدم.
10. آهنگ مورد علاقه تان را بخوانید. من خودم هیچوقت موقع خواندن احساس ناراحتی و بیحوصلگی نمی‌کنم

از کجا بدانیم فرد خواستگار قسمت ماست ؟
قسمت هر شخصی را خودش رقم میزند و این گونه نیست که چون قسمت ما چنین است پس مجبوریم هر خواستگاری را بپذیریم. بلکه باید با مطالعه و تحقیق انتخاب نموده و پاسخ مثبت یا منفی داد. خداوند نیرویعقل را به آدمی بخشیده است تا در پرتو آن راه را از چاه تشخیص و خطا را از صواب باز شناسد و با وجود عقل است که ثواب و عقاب و کیفر نمودن معنا و مفهوم پیدا میکند. اگر قرار بر این باشد هر آدمی عقل خود را به کناری نهد پس تفاوت انسان با حیوان چیست؟ آدمی به میزان به کارگیری عقل خود به زندگی انسانی نزدیک میشود و از زندگی حیوانی دور میگردد، حال ازدواج و انتخاب همسر یکی از هزاران کار و تصمیمی است که آدمی باید بر اساس نیروی عقل و خرد خویش در مورد آن اقدام کند و ما مسؤول اعمال خود هستیم و اگر بدون تأمل و تعقلاقدام به عملی کنیم و بعد به بلا و آفت و مصیبتی گرفتار شویم باید در برابر رسول ظاهر و باطنی پاسخگو باشیم و نمیتوانیم بگوئیم قسمت چنین بوده است.
بنابراین هر کاری از جمله ازدواج را باید بر اساس راهنمائی و تشخیص عقل انجام دهیم بعد از آن که دقت نموده و بر اساس تشخیص عقل سلیم و تدبیر صحیح اقدام نمودیم هر چند از خیر و شر رخ دهد و پیش آید و اگر این را همان قسمت بدانیم، عیبی ندارد و الاّ کار بی تدبیر و فارغ از پشتوانه فکری جهالت و نادانی است. لذا در مورد خواستگاران خود بر اساس تدبیر و تفکّر تصمیم بگیرید و حتی ازنظرات مشورتی دیگران استفاده کنید تا به حق و مصلحت دست یابید و در برابر خدا و وجدان خود سرفراز باشید و از خطاهای نهانی در امان بمانید

شنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۷

23 نکته برای سحرخیزی

جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.در ادامه ی این مقاله ۲۳ نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده بود که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:۱) محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.۲) به اندازه کافی بخوابید:این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.۳) کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید:نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.۴) در رختخواب مطالعه نکنید:گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.۵) بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.۶) استرس را در خودتان از بین ببرید:استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.۷) به خودتان جایزه بدهید:همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.۸) نرمش های صبحگاهی:قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.۹) در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.۱۰) با پنجره های باز بخوابید:هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.۱۱) سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید:بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.۱۲) بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.۱۳) از خانه بیرون بزنید:خروج از خانه در صبح زود پیاده روی و یا دویدن در اینگونه ساعتها بسیار لذت بخش است خصوصا که شنیدن صداهای صبحگاهی و نور خورشید در این ساعتها بدن را شاداب تر میکند و در عین حال تجربه ی این شرایط می تواند انگیزه یی باشد برای سحرخیزی در روزهای بعدی.۱۴) به بدن خود گوش دهید:بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.۱۵) زنگ ساعت خود را تغییر دهید:اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.۱۶) برای فردا صبح آماده باشید:سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و .... در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.۱۷) با رادیو بیدار شوید:استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.۱۸) از ساعات اضافی صبح بهره ببرید:هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.۱۹) قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید:داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.۲۰) برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید:راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.۲۱) به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید:بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!۲۲) خواب های روزانه را ترک کنید:این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.۲۳) عملکرد خود را دنبال کنید:بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل - دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد.

وقتی ریاضیدان عاشق می شود!!!

شعری ازپرفسورهشترودی درموردریاضیات



سخنانی از بزرگان در مورد زن

يك زن چيزي جز شوهرش نمي خواهد ولي وقتي كه به او رسيد همه چيز ميخواهد.- زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند. فئودور داستايوسكي- زنها مثل ماهي هستند.بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است. ولتر- زن اگر موافق باشد رحمت الهي است والا بلاي آسماني. روشني- اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند و زنان گذشته را بخاطر مي آورند.- زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است. گرابه- زنهايي كه سر پيري مقدس و مؤمن ميشوند چيزي را به خدا تقديم مي كنند كه از بخشيدن آن به شيطان شرم دارند.- زبان زن به منزله شمشير اوست.هميشه آن را بكار ميبرند تا زنگ نزند- چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد. ميگوئل بوفلر- شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش ميبرند. توماس دوار- زنها پنجاه برابر بيشتر به ازدواج اهميت ميدهند تا به منصب وزارت.- زن گردنبند است.دقت كن چه چيزي را به گردن ميآويزي. امام جعفر صاذق- مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان. رومن رولان- دو چيز را دوست دارم و نميخواهم آني از آن منفك شوم.زن و عطر را. حضرت محمد (ص)- زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفتهاي. رو شفوكو- من زني را كه از خانه براي شكايت از شوهرش بيرون ميآيد دشمن دارم حضرت محمد (ص)- آسياب و ساعت و زن هميشه نيازمند تعمير هستند. پروربس- نه گفتن زن به معني پاسخ منفي نيست. اس - پي - سيدني- زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان مي كنند.اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل مي كنند. ريچارد استل- به قول قديمي ها : زن بلاست ولي هيچ خونه اي بي بلا نباشه

پاسخ های زیرکانه بسی جالب به سوالات زنان بهمراه پاسخ های نادرست


سوال : “به چه فکر می کنی؟”خانمها کمی مغرور هستند هستند. آنها تصور می کنند ماه و خورشید به دور آنها میچرخند.پس وقتی زنی این سوال را می پرسد، منظور واقعیش این است که: “آیا الان داری به من فکر می کنی؟”روانشناسی زنانه اش، او را وادار میکند که تصور کند که بر فکر شما حکمفرما است.پاسخ های نادرست:“داشتم فکر میکردم بازی کی شروع می شود.”“اون دختر خوشگل که الان رد شد را دیدی؟”“شام”پاسخ های زیرکانه:“داشتم فکر می کردم امروز چقدر خوشگل شدی.”“داشتم فکر می کردم چقدر مرد خوش شانسی بوده ام که با تو روبه رو شدم.”“داشتم درمورد اون روزی که پارسال رفتیم پارک فکر می کردم، چقدر خوش گذشت.”
سوال : “فکر می کنی من چاقم؟” (به نظرت تو این لباس چاق به نظر می رسم؟)منظور واقعی او این است که، “با اینکه 5 سال است که دیگه پامو تو باشگاه نگذاشتم،فکر میکنی هنوز از نظر جنسی جذاب هستم؟” این سوالی بسیار پیچیده است،چون خودش می داند که چاق شده است. او از شما می خواهد که به او دروغ بگویید.پاسخ های نادرست:“آره، باید وزنت را بیاری پایین.”جدیداً متوجه شدم که رانها و شکمت چاق شده است.”“نسبت به کی؟”پاسخ های زیرکانه:او را با چنان حیرت و شگفتی نگاه کنید، در شگفت باشید که چطور حتی به فکرش رسیده چنینسوالی بپرسد. به طور مستقیم پاسخ ندهید، درعوض مثلاً بگویید،: “تو زیباترین زنی هستی که به عمرم دیده ام.”
سوال : “تو مجذوب چه چیز من شدی، هوشم یا جسمم؟”این یکی از کامل ترین تله های زنانه است. منظور واقعیش این است که،“آیا تو فقط از نظر جنسی مجذوب من شدی و منو فقط برای س ک س می خواهی؟”اگر به او جواب بدهید که به خاطر زیرکی و هوشش مجذوب او شدید، ناراحت شدهو خواهد پرسید “پس فکر میکنی که من زشتم؟”و اگر هم بخواهید از ظاهر زیبایش تعریف کنید باز هم جوابی دیگر برایتان دارد.پاسخ های نادرست:نگاه پر طمعی به بدنش بکنید و از آن تعریف کنید.پاسخ های زیرکانه:“می دانی عزیزم چی منو مجذوب تو کرده؟ تو ترکیبی عالی از زیبایی و هوش هستی.من همه چیزت را دوست دارم.”
سوال : “اگه میتونستی با یکی از دوستهای من رابطه داشته باشی، کدومو انتخاب می کردی؟”این یکی از تله های قدیمی برای سنجش وفاداری شماست. خیلی باید دقت کنید تا با کله تو چاه نیفتید.پاسخ های نادرست:مشتاقانه جواب می دهید “ندا” و در ذهنتان صحنه هایی گرم و پرحرارت از دوستی با او را تصور می کنید.بدتر اینکه جواب بدهید، “انتخاب سختیه. نمی دانم ندا را انتخاب کنم یا شیرین را.”پاسخ های زیرکانه:تو آنقدر زیبا و جذاب هستی که من به هیچ وجه دوست ندارم با کس دیگری رابطه داشته باشم.”“تاحالا درمورد دوست های تو اینطوری فکر نکرده ام. نمی تونم کسی را انتخاب کنم.”
سوال : “دوسم داری؟”منظور واقعی او این است که،“آیا این رابطه در آخر به ازدواج ختم می شود یا اینکه من دارم وقتم را تلف تو می کنم؟”یادتان باشد که خانمها به ازدواج و رابطه مثل کار و بیزینس نگاه می کنند و اگر ببینندرابطه ای هیچ فایده ای برایشان ندارد، راغب به ادامه آن نیستند.پاسخ های نادرست:“بهت انس گرفته ام.”“تا منظورت از دوست داشتن چی باشه.”“فکر می کنم.”پاسخ های زیرکانه:در اینجا هم باید تا می توانید از پاسخ مستقیم طفره بروید. پس مثلاً بگویید،“تو کامل ترین زنی هستی که تا به حال دیدهام. خیلی خوشحالم که در کنار تو هستم.”
سوال : “تا حالا با چند تا زن رابطه داشته ای؟”فکرهایی که در مغزش می گذرد سوالاتی هستند مثل،“چطور توانسته ای با زنی غیر از من رابطه داشته باشی؟”،“آیا هنوز به این زن ها فکر میکنی؟”، و “آیا آنها شریک های جنسی بهتر از من بوده اند؟”پاسخ های نادرست:شروع کنید به دونه دونه شمردن و نام بردن.پاسخ های زیرکانه:“یادم نمی آید عزیزم، چون از وقتی با تو آشنا شدم دیگه کسی برام اهمیت نداره.”
آموخته‎ام که... که بهترين کلاس درس دنيا، کلاسي است که زير پاي پيرترين فرد دنيست

آموخته‎ام که... که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود

آموخته‎ام که... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي

آموخته‎ام که... که داشتن کودکي که در آغوش شما به خواب رفته، زيباترين حسي است که در دنيا وجود دارد

آموخته‎ام که... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است

آموخته‎ام که... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت

آموخته‎ام که... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم

آموخته‎ام که... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم

آموخته‎ام که... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي

آموخته‎ام که... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است

آموخته‎ام که... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند

آموخته‎ام که... که پول شخصيت نمي خرد

آموخته‎ام که... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند

آموخته‎ام که... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم

آموخته‎ام که... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد

آموخته‎ام که... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان

آموخته‎ام که... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد

آموخته‎ام که... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم

آموخته‎ام که... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته‎ام که... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته‎ام که... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم

آموخته‎ام که... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

آموخته‎ام که... که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد

آموخته‎ام که... که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که درس زندگي دادن فرا مي رسد

آموخته‎ام که... که کوتاهترين زماني که من مجبور به کار هستم، بيشترين کارها و وظايف را بايد انجام دهم

امان از این ماهواره امید !!

اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زهمین گرد است.دومین پیام از ماهواره اميد: خورشید بدور زمین میچرخدسومین پیام گزارش شده از امید: ..... در ماه نیستچهارمين خبر از ماهواره اميد من خسته شدم دارم بر ميگردمپنجمين پيام از ماهواره اميد دريافت شد: من بايد اينجا چيکار کنم؟ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.! هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات استهشتمین پيام ماهواره اميد به زمين: بنزينم تموم شده کارت سوخت بفرستيدنهمین پيام ماهواره اميد: جون مادرتون اينقدر مسخرم نكنيددهمين پيام ماهواره اميد : دارم سقوط ميکنم، زير پامو خالي کنينیازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد... می آید کور شدیم..هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسمبه علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنندماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافتپس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنندلحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر دادماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر دادبنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستادماهواره اميد از مدارخارج شده است وفقط به دور سياره زهره مي چرخد واين پيام هارا ارسال ميكند؛الهي دورت بگردم،جيگر چند سالته؟

سه‌شنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۷

هشت روش موثر در بازسازی حافظه

آیا اخیرا فراموش می‌کنید دسته کلید خود را کجا گذاشته‌اید؟
داخل اتاق می‌شوید بدون اینکه بدانید برای چه کاری به آن سمت می‌روید؟
آیا بعد از ریختن چای در استکان قوری را در یخچال می‌گذارید؟
شماره تلفن منزل خود را فراموش می‌کنید؟
نگران نباشید! متخصصان معتقدند که استرس‌های روزمره تا حدی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهند که کم‌حافظگی را به وجود می‌آورد.
روانشناسان در این زمینه توصیه می‌کنند که :
1ـ موز بهترین دوست حافظه: ویتامین B بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای این منبع غنی می‌باشد.
٢ـ مهربانی با خویشتن: انجام کارهای مورد علاقه مانند خریدن یک شاخه گل، کتاب رمان، ملاقات دوستان قدیمی و ... باعث افزایش ترشح هورمون" دوپامین" می‌شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می‌آورد و این افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسئول حافظه است می‌گذارد.
٣ـ قدم بزنید: زنان یا مردانی که بطور مرتب قدم می‌زنند بسیار کمتر دچار فراموشی می‌شوند. چرا؟ تحقیقات نشان داده است که فعالیت، ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسئول حافظه است، گسترش می‌دهد.
٤ـ غذای سس‌دار نخورید: بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر، استفاده از این نوع سس‌ها و غذاهای سویا‌دار باعث کاهش قدرت حافظه می‌شود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس‌ها و سویا که گفته می‌شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یکبار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!
5ـ خواب به موقع: یک استراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما باز‌گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
6ـ بیشتر به خودتان برسید: تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که رژیم‌های غذایی بسیار کم‌کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع‌رسانی را بسیار کند انجام می‌دهند، بلکه از دیگر افراد هم سن‌ و ‌سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می‌باشند. لذا به فکر خود باشید و رژیم‌های غیر‌موجه را فراموش کنید.
7ـ چای گیاهی بنوشید: آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی‌های کافئین‌دار به علت دارا‌بودن موادی به نام "تانن" (اسید تانیک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بین می‌برند.
٨ـ خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید: این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز‌مدت شما را تخریب می‌کند. خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می‌توانید با قطع مصرف شیرینی‌های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.
زيبايي‌هاي طبيعت گاه وصف ناپذيرند و اين يکي از رموز کشف نشده خلقت است.
مشکل ما نگاه نکردن به اين زيبايي‌ها نيست، مشکل ما گوش نکردن هم نيست، مشکل ما نشنيدن و نديدنه !!
نگاه ميکنيم اما نمي‌بينيم، گوش مي‌کنيم اما نمي‌شنويم، سخت مبهوت گذشته و آينده ميشيم و حال رو که واقعيت فعليمون رو تشکيل ميده به راحتي فراموش مي‌کنيم و به اون بي اعتناييم، حرمت‌ها رو در هم مي‌شکنيم و از اينکه کسي به ما بي احترامي کنه شکايت به عالم و آدم مي‌بريم.
ملاک سنجش خيلي از رفتارها و خوبي‌ها کودکانند! خنده انها از خوشحالي و گريه شون از سرناراحتيه. هيچ کاري رو از بخاطر ريا انجام نميدن، هيچ رفتاري رو براي دل کسي نميکنن، و هيچ‌گاه لبهاشون رو آلوده به لبخند مصنوعي دل شما نميکنن.

دوشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۷

آیا می‌خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟

1ـ زندگی و هر مسئله كوچكی را آنقدر جدی تلقی نكنید. هر‌چند وقت یكبار زندگی را شوخی بگیرید و با سرزندگی و سبكبالی با رخدادها برخورد كنید و بینید كه روز شما چقدر زیبا و شادی‌آفرین خواهد بود.
2ـ از رنج نهراسید، شادی را جایگزین غم كنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید. شما به دنیا نیامده‌اید تا فضایی را اشغال كنید.
3ـ دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه‌تر كنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.
4ـ در تمام مراحل زندگی مسئولیت كامل اعمالتان را برعهده بگیرید. از اینكه دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.
5ـ نگران نباشید كه مردم درباره شما چه فكر می‌كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمی‌كنند.
6ـ هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید كرد كه بدانید كار درست را انجام می‌دهید، صرف‌نظر از اینكه به چه قیمتی تمام می‌شود.
7ـ مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند. آنها فقط به آنچه انجام می‌دهید توجه دارند.
8ـ آرامش فكری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه‌ریزی كنید.
9ـ از همین امروز تصمیم بگیرید كه یا از موقعیت‌هایی كه باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می‌شود دوری كنید و یا آنها را حل و فصل نمایید.
10ـ زندگی شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغییر دهید، زندگی‌تان متحول می‌شود.
11ـ تمام كسانی را كه تاكنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده‌اند، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها كنید.
12ـ كنترل كامل پیام‌هایی را كه به ذهن خودآگاه خود راه می‌دهید در دست بگیرید.
13ـ وقایع، تعیین‌كننده احساسات شما نیستند؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقایع است كه احساسات شما را شكل می‌دهد.
14ـ هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید داشت.
15ـ هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.
16ـ بهترین عبارات برای حل یك اختلاف این است: "شاید من اشتباه می‌كنم". اغلب هم همینطور است، این را باور كنید.
17ـ عادت قدر‌شناسی را در خود تقویت كنید. در زندگی شكرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی كه دارید باشید.
18ـ عمر كوتاه‌تر از آن است كه حتی لحظه‌ای از آن را برای انجام كاری كه دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف كنید.
19ـ حداقل همان‌قدر كه برای كارتان تلاش می‌كنید برای رشد شخصیت‌تان نیز تلاش كنید.
20ـ هرگاه دلبستگی جدیدی پیدا كنید، بر نیروی زندگی خود افزوده‌اید.

شما دوست داريد بدانيد چه نوع گلي هستيد؟

اگر مايليد اطلاعاتي هر چه بيشتر در مورد شخصيت خودتان و خصوصياتي که باعث می‌شوند ديگران شما را بيشتر دوست داشته باشند بدانيد، به تست زير با کمال صداقت پاسخ دهيد.

1) فرض کنيد شما مشخصه صورت کسي هستيد، کدام قسمت از صورت او هستيد؟
1ـ چين و چروک
2ـ کله
3ـ خال زيبايي
4ـ کک و مک
5ـ لبخند

2) دوست داريد چه نوع پرنده‌اي باشيد ؟
1ـ پرنده سحر خيز
2ـ جغد
3ـ عقاب
4ـ فلامينگو
5ـ پنگوئن

3) کداميک از آلات موسيقي را دوست داريد ؟
1ـ پيانو
2ـ ويلن
3ـ ساز دهني
4ـ گيتار برقي
5ـ دف

4) کداميک از برنامه‌هاي زير براي شما جالبتر است ؟
1ـ اخبار و برنامه‌هاي مستند
2ـ بيوگرافي و درام
3ـ هيجاني و پليسي
4ـ عشقي و ماجراجويي
5ـ کمدي و کارتن

5) کداميک از بازي‌هاي شهربازي برايتان جالبتر است ؟
1ـ هيچکدام. من از شهربازي متنفرم
2ـ قطار يا قايق
3ـ نمايش و اجراي کمدي
4ـ سواري‌هايي که سريع می‌چرخند
5ـ ترن‌هاي هوايي سريع السير

6) آيا شما به اشتباهات خود می‌خنديد ؟
1ـ هرگز
2ـ بندرت
3ـ برخي مواقع
4ـ معمولاْ
5ـ هميشه

7) اگر دوست شما سر به سر شما گذاشت شما:
1ـ عصباني می‌شويد
2ـ ناراحت می‌شويد
3ـ برايتان جالب است
4ـ تلافي ميکنيد
5ـ چندين برابر تلافي می‌کنيد

8) اولين موردي که صبح در فکرتان است چيست ؟
1ـ کار و يا تحصيل
2ـ مشکلات زندگي
3ـ غذا
4ـ روزي که در پيش داريد
5ـ کاري که تا شب انجام خواهيد داد

9) شعار زندگيتان کداميک از موارد زير است ؟
1ـ وقت طلاست
2ـ سحر خيز باش تا کامروا باشي
3ـ آنچه براي خود می‌پسندي براي ديگران هم بپسند
4ـ زندگي کن و اجازه زندگي کردن به ديگران هم بده
5ـ بي خيال باش (هر چه باداباد)

10) شما عاشق همه حيوانات هستيد ؟
1ـ اصلاْ
2ـ تعداد کمي از حيوانات
3ـ برخي از حيوانات
4ـ بيشتر حيوانات
5ـ تمام حيوانات

11) شما لبخند می‌زنيد ؟
1ـ هرگز
2ـ بندرت
3ـ گاهي اوقات
4ـ اغلب
5ـ آنقدر زياد که برخي فکر می‌کنند ديوانه هستم

12) نظر ديگران راجع به شما اغلب يکي از موارد زير است:
1ـ بي رحم
2ـ يخ
3ـ زيبا
4ـ دوست داشتني
5ـ خوشگذران

13) شما احساسات عشق و قدرداني خود را نشان می‌دهيد ؟
1ـ هرگز
2ـ بندرت
3ـ گاهي
4ـ اغلب
5ـ حداکثر و تا جايي که امکان دارد

14) شما اعتقاد داريد که بايد براي شاداب بودن ساعاتي از زمان را منحصراْ صرف خودتان کنيد ؟
1ـ اصلاْ
2ـ احتملاْ نه
3ـ گاهي
4ـ بله
5ـ البته، تا جايي که امکان دارد به خودم می‌رسم

15) آيا زندگي شما با برنامه ريزي پيش می‌رود ؟
1ـ من حتي تعطيلات را با برنامه ريزي جشن می‌گيرم
2ـ من برنامه ريزي می‌کنم
3ـ بستگي به روز هفته دارد
4ـ در صورت امکان، اجازه می‌دهم که خودش پيش آيد
5ـ هميشه بدون برنامه ريزي روزها را طي می‌کنم

محاسبه نتیجه
براي محاسبه نمره امتياز هر گزينه اي را که انتخاب کرديد، کنار آن گزينه ثبت شده است . ( گزينه 1 ، 1 امتياز ـ گزینه 2 ، 2 امتياز و الي آخر ... )
سپس مجموع امتياز کلي خودتان را از پانزده سوال تست مطابق با معيار زير مقايسه کنيد :
اگر امتياز شما بين 1 تا 20 باشد:
بدين معني است که شما سوسن سفيد هستيد. مردم شما را بخاطر پشتکارتان ، از جان و دل مايه گذاشتنتان و موفقيت‌هايتان تقدير می‌کنند ، اهداف مشخصي داريد و فکرتان بر کارتان متمرکز است. شما احتمالا فرزند اول خانواده هستيد. شما احساسات داريد ولي به سختي آنرا ابراز می‌کنيد. يکي از مهمترين نگراني‌هاي شما اينست که چگونه در برار افراد مختلف ظاهر شويد. انديشه‌هايتان کمي متمايل به بدبيني است. شخص با اعتماد به نفسي هستيد ولي در باطنتان گاهي خودتان اعتماد نداريد.
قادر هستيد که هدفي تعيين کنيد و به آن برسيد. بعضي اوقات دنيا را با ديد باريک بينانه اي می‌نگريد. احساس می‌کنيد که وقت کمي براي رسيدن به آرزوهايتان داريد.
به شما پيشنهاد می‌شود مواظب باشيد جديتتان ، شما را از دنياي اطراف دور نکند. کمي راحت باشيد و از زندگيتان لذت ببريد. کارهايي انجام دهيد که باعث لذت شما می‌گردند. با انجام اين دستورات باعث می‌شويد که قوه خلاقيتتان شکوفا گردد. سعي کنيد که بيشتر بخنديد و با ديگران در تماس باشيد.

اگر امتياز شما بين 21 تا 54 باشد:
شما گل رز هستيد. کمي تيغ داريد ولي زيبايي‌هاي بسياري داريد. حس شوخ طبعي خوبي داريد. از شنيدن جوک لذت می‌بريد. احتملا فرزند وسط خانواده هستيد. مردم دوست دارند دور و بر شما باشند. خونگرم هستيد دوستان صميمي بسياري داريد زندگي را با ديد واقع بينانه می‌نگريد. آگاهيد که زندگي مخلوطي از خوبي و بدي می‌باشد. قادريد شانس خودتان را با توجه به سرمايه‌هايي که داريد امتحان کنيد. به اهدافتان پاي بند هستيد و سخت کوش می‌باشيد. دوست داريد خودتان باشيد و اين مسئله به شما اعتماد به نفس می‌دهد. مشکلترين مسئله در زندگيتان يکنواخت بودن مسائل می‌باشد. يکنواختي در هر مسئله اي شما را آزار می‌دهد و باعث کسل شدن روحيه شما می‌گردد.
به شما پيشنهاد می‌گردد که افق ديدتان را وسيعتر کنيد. مسائل جديدي را تجربه و کشف کنيد. وقتي که اين کار را کرديد متعجب می‌شويد که چه نتايج زيبايي می‌توانيد بدست بياوريد و مهمتر از همه فراموش نکنيد که دنبال زيبايي در همه چيز بگرديد مخصوصا در خودتان!

اگر امتياز شما بين 55 تا 75 باشد:
شما گل آفتابگردان هستيد در بستري از گل‌هاي رز. يک ويژگي بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهي به ديگران و جلوه گري شما می‌شود. ممکن است شما جوانترين عضو خانواده و يا تک فرزند هستيد. در وقت لازم جدي هستيد ولي دوستانتان شما را به عنوان يک شخص شوخ طبع می‌بينند. از گفتن جوک لذت می‌بريد. هر از گاهي شيطنت می‌کنيد. مايليد که با افراد جديد و جالب در زندگي آشنا شويد. با افرادي که هيچوقت نمی‌خندند راحت نيستيد. ديد مثبتي به زندگي داريد. دنبال خوبي‌ها در همه چيز هستيد. بيدي نيستيد که با هر بادي بلرزيد. گرم و دوست داشتني هستيد. با وفا و اجتماعي هستيد و هرکدام از اين صفات می‌تواند دليلي براي خوب بودن شما باشد انرژي نامحدودي داريد ولي انگيزه تان کم است. براي شما مشکل است که فقط بر روي يک کار متمرکز شويد.
به شما پيشنهاد می‌شود که اجازه دهيد مردم روي جدي شما را هم ببينند همانطور که چهره شاد شما را می‌بينند ، در اين صورت می‌خواهند که هميشه با شما باشند. به احساسات ديگران احترام بگذاريد از اين شاخه به آن شاخه نپريد و کاري را که دوست داريد انتخاب کنيد و آنرا انجام دهيد.

دو ضرب‌المثل و یک برداشت

يك ضرب‌المثل چيني ميگه: "تو بخاران پشت من تا من بخارانم پشت تو"
دقيقا بر عكس اين ضرب‌المثل در ايران میگه: "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من"
همين اختلاف بين دو ضرب‌المثل فوق به تنهايي نشان دهنده اوج اختلاف بين ديدگاه ما و چيني‌ها نسبت به مسئله كار گروهي و همكاري در انجام كارها است.
و شايد به همين دليل فرهنگي است كه ما ايرانيان در انجام كارهاي گروهي و حتي ورزش‌هاي گروهي مثل فوتبال اينقدر نا موفق هستیم.
به نظر شما مطلب ديگري از اين دو ضرب‌المثل ميتوان برداشت كرد؟

شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۷

بگذار عشق خاصیت تو باشد

از خدا پرسيدم: خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد ؟
خدا جواب داد:
گذشته‌ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌اي انداز.
شک‌هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد.
مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ اینه که مهم باشی ! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی.
كوچك باش و عاشق ... كه عشق می‌داند آئین بزرگ كردنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه پايان رسيدن
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران ... زلال كه باشى، آسمان در توست

جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۷

عمیق ترین درد زندگی

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست‌داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک‌ترین حالت شکسته شده.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه نداشتن شانه‌های محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت‌ترین شرایط همدم تو باشد.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ‌ترین احساس زندگی است.

عمیق‌ترین درد در زندگی مردن نیست،
بلکه یخ‌بستن وجود آدم‌ها و بستن چشم‌ها است.

ازدواج چیست

ازدواج مثل شهر محاصره شده است. کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند.
فرانکلین

زندگی زناشویی مثل تاتر است. مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه در هم ریخته و پر ماجرای آن سر و کار دارند.
فرانسیس بیکن

تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را از هم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود.
سامرست موام

ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت‌ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده‌اید اما وقتی به خانه می‌رسید از خریدنش پشیمان می شوید.
جین کر

ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است.
ساموئل راجرز

مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردتد.
اچ.ال.منکن

مرد با ازدواج روی گذشته‌اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.
سینکلر لوییس

قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف‌هایی می اندیشد که شما گفته‌اید اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود.
هلن رولان

هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر را به تناوب برایم ایفا می کردند. یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بد و بیراه می گفت و یک گربه که همیشه دمدم‌های صبح به خانه باز می گشت.
ماری کورلی

زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمی کنند. مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که می کنند. خیلی بامزه است، هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می کنند اسمش را می گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی.
وارن فارل

اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن.
ضرب المثل چینی

هر یک نفر ساکن غزه بیش از 1700 نفر معلول ایرانی پول گرفته



گروه بين الملل / حوزه ايران در جهان
85/09/21 - 11:32
شماره:8509200370

هنيه: ايران به فلسطين 250 ميليون دلار كمك مي‌كند
خبرگزاري فارس: نخست‌وزير فلسطين از كمك 250 ميليون دلاري ايران به تشكيلات خودگردان و فلسطينيان خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از شماره امروز روزنامه لبناني السفير، اسماعيل هنيه كه اخيرا از ايران ديدار كرده گفت: «نتيجه ديدارم از ايران حمايت مالي از فلسطين به ارزش 250 ميليون دلار و ارائه چند طرح براي حمايت مالي و اقتصادي مستقيم از دولت و ملت فلسطين بود.» هنيه همچنين گفت: «از جمله اين كمك‌ها براي مثال اختصاص 120 ميليون دلار براي حمايت مالي از دولت فلسطين در سال 2007 و نيز اختصاص 45 ميليون دلار براي پرداخت حقوق كارمندان سه وزارتخانه از وزارتخانه‌هاي تشكيلات خودگردان فلسطين و پرداخت مطالبات خانواده‌هاي فلسطيني براي شش ماه است.» وي افزود: «ايران پذيرفته به 100 هزار كارگر فلسطيني در ماه 100 دلار بپردازد و براي شش ماه به اين كار ادامه دهد كه جمع آن 60 ميليون دلار مي‌شود.» به گفته وي "ايران همچنين پذيرفته به هر كدام از سه هزار ماهيگيري كه از چند ماه پيش از رفتن به دريا محروم شده‌اند، در ماه 100 دلار بپردازد و تا شش ماه به اين كار ادامه دهد كه جمع كل آن 8/1 ميليون دلار مي‌شود.» نخست‌وزير فلسطين در پايان گفت ايران مركز فرهنگي فلسطين و كتابخانه‌هايي ملي با ارزش 15 ميليون دلار خواهد ساخت و دو هزار خانه ويران‌شده را به ارزش كل 20 ميليون دلار ترميم خواهد كرد. انتهاي پيام/2
اینجا نوشته آمار دقیقی از معلولان مملکت نداریم، منتهی باید 10 میلیون نفر باشند که سه میلیون معلول شدید یا متوسط اند، یعنی از هر هفت ایرانی یکی معلول است. منبع تهران امروز مهرداد خان بذرپاش
بعد اینجا نوشته بعد از کلی دعوا و مرافعه دولت یک میلیون دلار بودجه برای این ده میلیون نفر اختصاص داده منبع انجمن حمایت از حقوق معلولین
بقیه ماجرا از این قرار است، تازه زمانی که همه چیز امن و آرام بود و اسرائیل به غزه حمله نکرده بود، آقای اسماعیل هنیه نخست وزیر حماس گفته : ایران برای یکسال به ما 250 میلیون دلار کمک داده که حقوق کارمندان را پرداخت کنیم، حالا یک اقلیم 1.4 میلیونی که شصت درصد آن کودک و نوجوان اند چند بچه دارد؟ جای خودمنبع خبرگزاری فارسی
حالا یعنی :
سهم هر معلول ایرانی از بودجه کشورش: « 10 سنت یا معادل 99 تومان » - سهم هر ساکن غزه از بودجه کشور ایران : « 168 هزار و 203 تومان»، یعنی 1700 برابر هر معلول ایرانی!آمار اهدایی ایران به اسماعیل هنیه به نقل از فارس: «250 میلیون دلار مجموعا»،«120 میلیون دلار برای دولت حماس»،«45 میلیون دلار برای سه وزارتخانه حماس»«60 میلیون دلار حقوق کارگران»،«1.8 میلیون دلار خسارت ماهیگیران»، «15 میلیون دلار موزه و کتابخانه ملی مقاومت»آمار بودجه سال گذشته 10 میلیون معلول ایرانی: «1 میلیون دلار

دوشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۷

اعلامیه ای که هیچگاه به آن عمل نشده ونخواهدشد


متن اعلامیه جهانی حقوق بشر

ماده 1 تمامی انسان‌ها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا می‌آيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان بايد نسبت به ي‌کديگر چونان برادر رفتار کنند.
ماده 2 هرکس بدون هيچ‌گونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادی هايی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هيچگونه تمايزی نبايد بر پايهٔ موقعيت سياسي، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد قايل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قيمومت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد.
ماده 3 هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.
ماده 4 هيچ‌کس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد.
ماده 5 هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غير انسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.
ماده 6 هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.
ماده 7 همگان در پيشگاه قانون يکسان‌اند و حق دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.
ماده 8 هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.
ماده 9 هيچ‌کس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.
ماده 10 هرکس حق دارد با مساوات کامل ازامکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بی‌طرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.
ماده 11 بند 1) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم می‌شود اين حق را دارد که بي‌گناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانت‌های لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود. بند2) هيچ‌کس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی ويا بين المللی جرم محسوب نمی‌شده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آن‌که درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.
ماده 12 هيچ‌کس نبايد در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اين‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخله‌ها و تعرض‌هايی برخوردار گردد.
ماده 13 بند1) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند. بند2) هرکس حق دارد کشوری - ازجمله کشور خود- را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.
ماده 14 بند 1) هرکس که تحت پي‌گرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهنده‌گی نمايد و يا اينکه از پناهند‌گی برخوردارشود. بند2) اين حق در صورتی که پي‌گرد، حقيقتاً ناشی از جرم‌های غير سياسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.
ماده 15 1) هرکس حق بهره‌مندی از تابعيت ( مليت) را دارد. بند2) هيچ‌کس را نمی‌توان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اين‌که حق تغيير تابعيت ( مليت) را از وی سلب نمود.
ماده 16 بند 1) هرمرد وزن بالغی بدون هيچ‌گونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج وتشکيل خانواده را دارد. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند. بند 2) ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد. 3) خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد.
ماده 17 بند1) هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد. بند 2) هيچ‌کس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.
ماده 18 هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.
ماده 19 هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهٔ آزادی ِ داشتن عقيده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود.
ماده 20 بند1) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمت‌آميز را دارد. بند 2) هيچ‌کس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.
ماده 21 بند1) هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه به‌طور مستقيم و خواه به واسطهٔ نماينده‌گانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.بند 2) هرکس حق دست‌رسی ِ يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد. بند3) ارادهٔ مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و يكسان و با استفاده از رای مخفی يا روش‌های رای‌گيری آزاد برگزار شود.
ماده 22 هرکس به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاش‌های ملی وهمکاري‌های بين‌المللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصيت اوست را عملی کند.
ماده 23 بند1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايت‌بخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد. بند2) هرکس بدون هيچ‌گونه تبعيض حق بهره‌مندی از دست‌مزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد. بند3) هرکس که کار می‌‌کند حق دارد تا از دست‌مزدی منصفانه و رضايت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که تامين کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طريقی شايستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با ديگر شيوه‌های حمايت اجتماعی تکميل شود.بند4) هرکس حق دارد اتحاديه‌ای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديه‌هايی عضو شود.
ماده 24 هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطيلات ادواری با دريافت دست‌مزد را دارد.
ماده 25 بند1) هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتاده‌گی، بيوه‌گی و سالخورده‌گی يا فقدان وسيلهٔ امرار معاش و گذران زنده‌گی که خارج از اختيار وی است تامين گردد. بند2) مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ويژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايت‌های اجتماعی يكسان بهره‌مند شوند.
ماده 26بند1) هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بايد دردسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايست‌گی دردسترس باشد. بند2) آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليت‌های سازمان ملل متحد در جهت پاس‌داری از صلح را تسريع بخشد.بند3) والدين در گزينش نوع آموزش فرزندان‌شان حق تقدم دارند.
ماده 27 بند 1) هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفت‌های علمی و فوايد آن بهره‌مند شود. بند2) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پديد آورندهٔ آن است استفاده کند. ماده 28 هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بين‌المللی را دارد که در آن حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه به‌طور کامل قابل اجرا باشد. ماده 29 بند1) هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفه‌ای دارد. بند2) برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديت‌هايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامين شناسايی و احترام به حقوق و آزادی‌های ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين می‌شود. بند3) اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد. ماده 30 هيچ‌يک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونه‌ای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که به‌موجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه دست یازد